شاخص، کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن و وسیلهای برای اندازهگیری و مقایسه پدیدههای دارای ماهیت و خاصیت مشخص است. لذا برمبنای آن می توان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی کرد. محاسبه شاخصها با فرمولهای ریاضی و آماری امکانپذیر است.
شاخصهای متداول علمسنجی از محاسبه و شمارش چهار متغیر اصلی مؤلف، انتشار، ارجاع و استناد گرفته شده است. رایجترین و معتبرترین شاخص علمسنجی، شاخص استناد است که مهمترین شاخصهای علمسنجی برمبنای آن شکل گرفتهاند و برای بهبود و یا تعدیل شاخص استناد ایجاد شدهاند. این شاخصها مبنای ارزیابی پژوهشگران، نشریهها و مقالهها است. برخی از مهمترین شاخصهای علمسنجی بهشرح زیر است:
۱. شاخصهای ارزیابی نشریات (Journal Metrics)
🔹 ضریب تأثیر (Impact Factor)
ضریب تأثیر یا Impact Factor نسبت تعداد استنادهای دریافتی مقالات انتشار یافته در طول یک دوره زمانی خاص را میسنجد. با توجه به اینکه حدود 20% از کل ارجاع ها، به انتشارات دو سال قبل صورت میگیرد، گارفیلد دوره زمانی استناد را دو سال در نظر گرفته است.
فرمول ضریب تاثیر: میزان استنادات به یک مجله مشخص در دوسال تقسیم بر تعداد مقالات منتشر شده در این مجله در طی دو سال

🔹 شاخص اسنیپ (SNIP)
این شاخص که توسط دانشگاه لایدن پیشنهاد شد میزان تأثیر استناد را با وزن دادن به استناد بر اساس کل استنادات دریافتی یک حوزه موضوعی میسنجد. بنابراین تأثیر یک استناد میتواند در یک حوزه موضوعی نسبت به یک حوزه موضوعی دیگر ارزش بیشتری داشته باشد. این شاخص در پایگاه اسکوپوس قابل مشاهده است. این شاخص از عوامل ذیل تأثیر میپذیرد:
- عامل مخاطب: اهمیت دادن به سیاهه رفرنسهای مقالات استناد دهنده (رویکرد استناد کننده : citing – side approach)
- وزندهی به مجله استناددهنده، در نظر گرفتن میزان رفرنسهای مورد استفاده در آن مجله به عنوان مثال اگر یک مقاله دارای m رفرنس باشد استناد دریافتی ارزشی برابر 1/m خواهد داشت.
- در نرمالسازی منبع در اسکوپوس میانگین استنادات یک مجله را با میانگین رفرنسهای مجله استناد کننده مورد توجه قرار میدهند.
روش محاسبه:
1- ابتدا دادههای خام برای هر مقاله چاپ شده در مجله در بازه زمانی 3 ساله محاسبه میشود. کل استنادات دریافتی مقاله بر مقالات قابل استناد تقسیم میشود (Raw impact per paper).
2- دادههای موجود در رابطه با پتانسیل مجله در دریافت استناد در دیتابیس برای یک بازه زمانی 10 ساله محاسبه میشود و سپس میانگین رفرنسهای مقالات نیز محاسبه میشود (database citation potential).
3- از تقسیم عدد به دست آمده از گزینههای یک بر دو عدد نرمال مورد نظر به دست میآید (SNIP= RIP/DCP)
🔹 شاخص اسجیآر (SJR)
شبیه ایگن فاکتور است اما در درون خود نرمالسازی بر اساس اندازه را بیشتر در نظر میگیرد و بیشتر به شاخص تاثیر مقاله شبیه است. این شاخص تنها به تعداد استنادات یک مجله اکتفا نمیکند و کلیه استنادات را داری یک وزن مساوی در نظر نمیگیرد، بلکه حوزه موضوعی، کیفیت ، پرستیژ و شهرت مجله استنادکننده میتواند تأثیر مستقیم بر ارزش استناد داشته باشد. در یک بازه زمانی 3 ساله محاسبه میشود. این شاخص در پایگاه اسکوپوس قابل مشاهده است.
- به طور کلی نرمالسازی در این شاخص تحت تاثیر 3 عامل مهم است:
- پوشش پایگاه محاسبه کننده (میزان مجلات نمایه شده در اسکوپوس)
- تعداد مقالات منتشره در این مجلات و تعداد استنادات دریافتی هر مقاله
- پرستیژ و کیفیت مجلات
🔹 نیمه عمر استناد (Cited Half-Life)
🔹 ضریب جامع ارزشی (Eigenfactor)
🔹 میانگین تأثیر مقاله (Article Influence)
میانگین تاثیر یک مقاله را (در 5 سال اول انتشارش) در اعتبار یک مجله مورد سنجش قرار میدهد. دادههای مربوط از جیسیآر استخراج میشود. این شاخص با عنوان شاخص نفوذ مقاله نیز شناخته میشود.
شاخص نفوذ مقاله میانگین تاثیر هر مقاله در میان سایر مقالات یک نشریه است که میانگین تاثیر یک مقاله را (در 5 سال اول انتشارش) در اعتبار یک مجله مورد سنجش قرار میدهد. دادههای مربوط از جیسیآر استخراج میشود. به نوعی مشابه با عامل ویژه است با این تفاوت که عامل ویژه ارزش و اعتبار مجلات را میسنجد.
۲. شاخصهای سطح پژوهشگر (Author Metrics)
🔸 شاخص اچ (H-index)
درسال 2005 میلادی ریاضی دانی به نام Hirsch شاخصی را برای ارزیابی برونداد علمی محققان پیشنهاد نمود که در عین سادگی و سهولت کاربرد، نسبت به سایر شیوه های متداول ارزیابی،دارای مزایای بسیاری است. طبق تعریف شاخص h یک پژوهشگر عبارت است از h تعداد از مقالات وی که به هر کدام دسته کم h بار استناد شده باشد. اگر h مقاله از کل مقالات منتشر شده یک محقق طی n سال کار علمی، هرکدام حداقل h بار استناد دریافت کرده باشد، آن محقق دارای شاخص h است.
شاخص اچ به این پرسش پاسخ میدهد که هر یک از پژوهشگران به تنهایی چه نقشی در پیشبرد و گسترش مرزهای علوم در حوزههای مختلف دانش بشری دارند؟ در اصل شاخص H با استفاده از شمارش استنادها به حاصل کار یک پژوهشگر در طول حیات وی امتیاز میدهد. این شاخص همزمان هم به کمیت (تعداد مقاله) و هم به کیفیت (تعداد استنادات ) اهمیت میدهد. در محاسبه این شاخص، تعداد استنادات به ترتیب نزولی مرتب میشود و شماره ردیف مقاله با تعداد استنادات مقابل آن مقایسه میشود تا تعداد استنادات با شماره مقاله برابر یا بیشتر از آن باشد. شماره آن مقاله، نشاندهنده عدد H نویسنده است.

🔸 شاخص جی (G-index)
یکی دیگر از ضعفهای شاخص اچ، نادیده گرفتن مقالات پراستناد است. در سال ۲۰۰۶ شاخص G برای تکمیل عملکرد شاخص h و رفع این ضعف توسط دانشمندی بلژیکی به نام اگه معرفی شد. در این شاخص بر خلاف شاخص هرش به مقالاتی که بیشتر مورد استناد قرار میگیرد وزن بیشتری داده میشود. بنا به تعریف شاخص g برابر است با بالاترین رتبه در لیست نزولی مقالات به ترتیبی که g مقاله اول حداقل تعداد g2 استناد دریافت کرده باشند و مجموع استنادهای مقالات تا g بزرگتر یا مساوی g2 باشد. با توجه و دقت در نحوه محاسبه G-Index در مییابیم که میزان G-Index هیچ وقت کمتر از H-Index نخواهد بود.
برای برجسته کردن مقالات پراستناد و اصلاح شاخص اچ مطرح شد. بالاترین تعداد مقالات است که جی به توان 2 یا بیشتر به آن استناد شده است.
به عنوان مثال در جدول زیر عدد 6 شاخص جی است زیرا از 6 به توان 2 به بعد فراوانی تجمعی استنادات کمتر از کمتر از ضریب جی به توان 2 است.
|
تعداد مقالات |
11 |
10 |
9 |
8 |
7 |
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
|
تعداد استنادات |
0 |
0 |
1 |
3 |
4 |
5 |
5 |
6 |
6 |
7 |
8 |
|
فراوانی تجمعی استنادات |
45 |
45 |
45 |
44 |
41 |
37 |
32 |
27 |
21 |
15 |
8 |
|
جی به توان 2 |
121 |
100 |
81 |
64 |
49 |
36 |
25 |
16 |
9 |
4 |
1 |
شاخص جی: برای برجسته کردن مقالات پراستناد و اصلاح شاخص اچ مطرح شد. بالاترین تعداد مقالات است که جی به توان 2 (g2) یا بیشتر به آن استناد شده است.
🔸 شاخص وای (Y-index)
شاخص وای سعی دارد با در نظر گرفتن کیفیت و کمیت به صورت همزمان، نقاط ضعف شاخصهای دیگر را برطرف کند. به این منظور از IF به عنوان شاخص کمی و از رتبه فرد یا مجله یا پایگاه RP به عنوان ضریب ارزش یا شاخص کیفی استفاده میکند. بولن، رودريگز و سمپل در سال 2006 این شاخص را پیشهاد کردند.

🔸 شاخص ام (M-Index)
🔸 شاخص اچبی (HB-Index)
پس از مدتی از معرفی شاخص h شاخص دیگری توسط Banks ارایه شد. وی این شاخص را که ملهم از شاخص h بود شاخص h-b نامید که به کمک آن میتوان موضوعات داغ پژوهشی در هر رشته علمی را بدست آورد. در توجیه نیاز به چنین شاخصی اظهار میشود که تعیین موضوعات مورد علاقه و در دست بررسی، در دنیای پرحجم و وسیع اطلاعات، نیاز به بررسی و جستوجوی فراوان در انواع منابع اطلاعاتی دارد و وسیلههای ساده لازم است تا محققان و مخصوصا دانشجویان دورههای دکترا را در تعیین موضوعات موردبحث روز و تخصیص موضوع مناسب برای رساله خود به کارآید.
🔸 ارزش متیو (Matthew Value)
یکی از شاخصهای علم سنجی است که توسط موییج در سال 2006 معرفی شد. در واقع شکل اصلاح شده ضریب تأثیر است که آن را در یک دوره پنج ساله و در موضوعی خاص محاسبه می کند. نحوه محاسبه آن تقسیم تعداد استنادها به مقاله های یک مجله در یک دوره پنج ساله بر تعداد مقاله های همان مجله در همان دوره زمانی است. که عدد حاصل را با همین نسبتها در کل حوزه مورد پژوهش اندازه گیری می کند.

A= جمع استنادات در یک دوره 5 ساله در یک مجله
B= جمع مقالات منتشره در یک دوره 5 ساله در یک مجله
C= تعداد کل استنادات حوزه موضوعی مورد نظر در یک دوره 5 ساله
D= تعداد کل مقاله های منتشره در آن حوزه موضوعی در یک دوره 5 ساله
۳. شاخصهای سطح مقاله و سایر
✨ مقالات داغ (Hot Papers)
✨ مقالات پر استناد (Highly Cited)
در یک بازه زمانی 10 ساله و بیشتر از آن، استنادها شمارش میشود. برای مقالات و موضوعاتی کاربرد دارد که به سبب ماهیت سالیان سال به آنها استناد میشود.
✨ شاخص فوریت (Immediacy Index)
در پایان هرسال به منظور تعيين سرعت استناد مقالات يك مجله استفاده مي شود. میزان استنادات بک مجله مشخص در سال آخر تقسیم بر تعداد مقالات منتشر شده در این مجله در طی همان سال.

✨ شاخصهای MIF و DIF
MIF: Mean Impact Factor
ضریب تاثیر متوسط مجله در یک رشته
DIF: Discipline Impact Factor
ضریب تاثیر رشته
هدف از تعیین ضریب تاثیر رشته، مطالعه اهمیت مجلات اصلی و کلیدی در یک رشته علمی به کمک مقالاتی است که در حوزه آن رشته منتشر میشود. روش محاسبه نیز مثل محاسبه ضریب تاثیر است.

